نکات کلیدی:
· نارسایی قلبی با کسر جهشی حفظ شده (HFpEF) در افراد مبتلا به چاقی و دیابت نوع ۲ شایع است.
· داده های جدید از دنیای واقعی نشان می دهند که سماگلوتاید و تیرزپاتاید ممکن است خطر بستری شدن به دلیل نارسایی قلبی و مرگومیر را کاهش دهند.
۱۶سپتامبر ۲۰۲۵- نتایج یک مطالعه جدید از استفاده از سماگلوتاید و تیرزپاتاید برای کاهش خطر در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی کاردیومتابولیک با کسر جهشی حفظ شده حمایت می کند.
محققان در این مطالعه اثربخشی و ایمنی سماگلوتاید(با نام های تجاریOzempic/Wegovy تولید شده توسط شرکت Novo Nordisk) و تیرزپاتاید(با نام های تجاریMounjaro/Zepbound تولید شده توسط شرکت Eli Lilly) را در کار بالینی در میان کاربران جدیدی که مبتلا به HFpEF کاردیومتابولیک بودند، بررسی کردند.
دکتر نیلز کروگر، پژوهشگر بخش فارماکواپیدمیولوژی و اقتصاد دارویی در بیمارستانBrigham and Women’s و دانشکده پزشکی هاروارد، و همچنین پزشک پژوهشگر در مرکز قلب آلمان در بیمارستان دانشگاهTUM در مونیخ، در ارائه ای در کنگره اخیر انجمن قلب اروپا، گفت:«بیمارانی که درمان با سماگلوتاید یا تیرزپاتاید را آغاز کردند، بیش از ۴۰ درصد کاهش خطر بستری شدن به دلیل نارسایی قلبی یا مرگومیر ناشی از هر علت را نسبت به داروی سیتاگلیپتین (که به عنوان دارونما استفاده شد) تجربه کردند».
علاوه بر این، در مقایسه ی مستقیم بین سماگلوتاید و تیرزپاتاید، پژوهشگران هیچ مزیت افزوده ای برای تیرزپاتاید نسبت به سماگلوتاید نیافتند.دکتر کروگر در ارائه خود گفت: «یافته های ما نتایج اولیه ی کارآزمایی های بالینی تصادفی کوچکی که از استفاده از هر دو دارو در بیماران مبتلا به HFpEF حمایت می کنند، را تکمیل نموده است».
دکتر کروگر و همکارانش از دادههای سه پایگاه بزرگ بیمه درمانی در ایالات متحده استفاده کردند تا دو کارآزمایی بالینی قبلی با موضوع سماگلوتاید و تیرزپاتاید- STEP-HFpEF وSUMMIT - را در جمعیت های جدید شبیه سازی کنند؛ مطالعات پایگاه داده تقریباً ۱۹ برابر بزرگ تر از کارآزمایی ها بودند.
مطالعات STEP-HFpEF وSUMMIT ، بهبود علائم در بیماران مبتلا بهHFpEF مرتبط با چاقی را نشان دادند، اما محدودیت هایی داشتند از جمله اندازه کوچک، تعداد کم رویدادهای بالینی و معیارهای انتخاب محدود.
پژوهشگران سپس معیارهای انتخاب را گسترش دادند تا اثربخشی سماگلوتاید و تیرزپاتاید را در جمعیت های واقعی تحت درمان بررسی کنند، و در ادامه مقایسه ای مستقیم انجام دادند تا مشخص شود آیا یکی از داروها مزیت بیشتری دارد یا خیر.هدف از این مطالعه تولید شواهد دنیای واقعی برای تکمیل کارآزمایی های تصادفی بود.
پژوهشگران داده های واقعی بیش از ۹۰هزار بیمار مبتلا به HFpEF همراه با چاقی و دیابت نوع ۲ را تحلیل کردند. میانگین سنی بیماران بین ۶۶تا ۷۱سال بود، شاخص توده بدنی (BMI) بین ۳۶ تا ۴۰ کیلوگرم بر متر مربع، و حدود ۵۴ درصد از بیماران زن بودند. بین ۴ تا ۶ درصد از بیماران سابقه بستری شدن به دلیل نارسایی قلبی در سال گذشته داشتند.
خطر نقطه ی پایانی اولیه، که ترکیبی از بستری شدن به دلیل HF یا مرگومیر ناشی از هر علت بود، در میان بیمارانی که درمان با سماگلوتاید(HR =0.58؛ فاصله ی اطمینان 95 درصد: 0.51-0.65) و تیرزپاتاید(HR=0.42؛ فاصله ی اطمینان 95 درصد:0.31-0.57) را آغاز کردند، به طور قابلتوجهی کمتر از کسانی بود که سیتاگلیپتین دریافت کردند.
دکتر کروگر گفت: پژوهشگران سیتاگلیپتین را به جای دارونما انتخاب کردند، زیرا این داروی کاهش دهنده قند خون قبلاً نشان داده بود که تأثیری بر نتایج نارسایی قلبی ندارد.
در مقایسه ی مستقیم، تیرزپاتاید کاهش قابل توجهی در خطر نقطه پایانی اولیه نسبت به سماگلوتاید نشان نداد (HR=0.86؛ فاصله ی اطمینان 95 درصد: 0.7-1.06).
پژوهشگران همچنین کاهش قابل توجهی در خطر نقطه پایانی ثانویه گسترده تر یافتند که شامل بستری شدن به دلیل HF، مراجعه فوری نیازمند دیورتیک های تزریقی یا مرگومیر ناشی از هر علت در میان آغازکنندگان درمان با سماگلوتاید یا تیرزپاتاید بود.
پژوهشگران در مقاله ی خود که در ژورنال JAMA منتشر شده است، نوشتند: «در حالی که تیرزپاتاید در سایر موارد مزایای بیشتری نسبت به سماگلوتاید نشان داده است، در این مطالعه تنها تفاوت های اندکی در بستری شدن به دلیل نارسایی قلبی و مرگومیر مشاهده شد، که استفاده از هر دو دارو را به عنوان گزینه ای مؤثر تأیید می کند».
دکتر کروگر همچنین گفت: «این مطالعه نمونه ای است از اینکه چگونه شواهد دنیای واقعی می توانند به صورت به موقع و دقیق، کارآزمایی های بالینی تصادفی را تکمیل کنند».
منبع:
https://www.healio.com/news/cardiology/20250916/semaglutide-and-tirzepatide-both-show-benefit-in-cardiometabolic-heart-failure